فهیم نامه

یادداشتا و هرچی که تو سرمه

کار یهویی احمقانه

من امروز یه کار بسیار احمقانه کردم بچه ها 

رفتم به یکی از همکارام گفتم ازش خوشم میاد. تو نوت گوشی نوشتم بهش نشون دادم و نوشته بودم خواستم بگم تو ذهنت نمونه امیدوارم معذبت نکرده باشم.

چه کار احمقانه ای چه کار احمقاااانههه ایی 

۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

*cringe smile*

یه روز فکر کردم خیلی بیش از حد اینجا خودم رو باز کردم و بعدش رفتم. حالا که اومدم 24 سالمه و خیلی با اون دورانی که اینجا رو مینوشتم فرق کردم. اما خواستم یه بار دیگه به یاد قبلنا ستاره اینجا رو روشن کنم. 

آخرین بار دانشجو بودم الان یه آدم مثلا بزرگسال شاغلم. فکر کردن به دوران کرونا و اضطراب بیش از حدی که داشتم باعث میشه دلم برای خودم بسوزه ولی تادااا میرم تراپی و بهتر شدم (فقط یکم)

بعد مدت ها همون سال ۹۹ به یکی از دوستای قدیمیم پیام داده بودم و تا ماه پیش هنوز باهاش در ارتباط بودم. بهترین دوست من که تصمیم گرفتیم با هم صحبت نکنیم . من دوباره تنها شدم. 

 

۴ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
دلم میخواد یه جا باشه که دور از دنیای واقعی چیز میزامو بنویسم :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان